سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

327

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ « 1 » سوره نساء آيه 63 . و چنانچه تفسير شده طاغوت رجوع بباطل است و آن قاضى كه به حكم خدا و روى ميزان شريعت حكم ننمايد همان طاغوت است كه حكم بباطل نموده و نيز خداوند به خودش قسم خورده كه ايمان نياورده‌اند مگر كسانى كه در فصل خصومات پيغمبر خود را حكم قرار دهند و تسليم قضاوت او شوند آنجا كه فرموده فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً سوره نساء آيه 98 و شايد سرّ اينكه زن روا نيست قاضى گردد و قضاوت نمايد اين باشد كه زن زودتر از مرد تحت تأثير واقع ميگردد و نيز به آن رقّت قلبى كه دارد شايد نتواند راجع بجنايات و حدود و قصاص قضاوت بحقّ نمايد و آنجا كه بايستى قصاص شود از قطع يد سارق و اعدام جانى رقّت قلبش مانع گردد از اينكه حكم قصاص را جارى گرداند . و سبب ديگر لزوم حجاب و تستر اوست كه چنين امور اجتماعى با حجاب منافات دارد اين است كه شارع اسلام براى زن كارى معيّن فرموده مثل حمل ، وضع حمل ، ارضاع ، پرستارى اطفال ، ترتيب منزل و امثال اينها و مشقت كار و كسب را به عهده مرد كه قوىتر و فعال‌تر است قرار داده . الطَّلاقُ مَرَّتانِ طلاقى كه توان رجوع نمود دو طلاق است و در طلاق سوم ديگر رجوعى نيست هشام از عايشه روايت مىكند كه گفت زنى آمد و به من گفت شوهرم مرا چند دفعه طلاق داده و وقتى نزديك به تمام شدن عدّه مىشود رجوع مىكند و غرضش اذيّت به من

--> ( 1 ) خطاب برسول اكرم ( ص ) است كه آيا نديدى كسانى كه گمان ميكنند ايمان آورده‌اند به آنچه به تو و پيمبران قبل از تو فرود آمده و اراده ميكنند كه در فصل خصومات و محاكمه بين آنان رجوع بسوى طاغوت نمايند ( يعنى باطل ) در صورتى كه محققا مأمورند كه نسبت به آنها مخالفت ورزند .